تبلیغات
ای تی نگار - مادر …..(نمیدونم اسم این داستان رو چی بذارم)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : کوثر رضوی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
ای تی نگار
چهارشنبه 1 آذر 1391 :: نویسنده : کوثر رضوی       

ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد.

پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

مادر گفت : ۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی

فقط خواستم بگویم تولدت مبارک .

پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد

صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن

با شمع نیمه سوخته یافت… ولی مادر دیگر در این دنیا نبود . . .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:58 ق.ظ
We are a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site offered us with valuable info to work on. You have
done an impressive job and our entire community will be grateful to you.
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:46 ب.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids. I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the shell to her ear and screamed.

There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this
is totally off topic but I had to tell someone!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:34 ق.ظ
Excellent blog here! Also your web site loads up very fast!
What web host are you using? Can I get your affiliate link to your host?
I wish my website loaded up as fast as yours lol
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:06 ق.ظ
Your style is very unique compared to other folks I have read
stuff from. Thanks for posting when you've got the opportunity,
Guess I will just book mark this web site.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 01:26 ب.ظ
Awesome post.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر